امروز دومین جمعه متوالی است که خطیب محترم جمعه بحث "معاملات ربوی" را از فراز منبر کهتویه عنوان می کنند .ضمن تشکر و خسته نباشید از آنجا که به عنوان یک مستمع احساس می کنم مباحث این دوهفته از نظر استدلالی در مرتبه نازلی قرار دارند بد ندیدم در این پست به آن تلنگری بزنم و یادآور شوم در عصر روشنگری که ما نیز ساکنان آنیم هدف اقناع عقلی است نه فتوایی سطحی!
خطیب محترم در خطبه هفته پیش به درست به خطرات و اهمیت پدیده ربا اشاره و باز هم به درست ربا را به اینصورت تعریف کرد :هر نوع معامله ای که باعث شود شخصی با پا نهادن بر گرده فقیری بالا رود یا در معامله دو شی یکسان یک طرف بیشتر دریافت کند.
نکته اول:در خیلی از مصادیق ذکر شده برای ربا چنین شرایطی وجود ندارد ممکن است این نوع معاملات نشانه مشکلات ریشه دار اقتصادی در کشور بوده و اصولا کار خوب وموثری نباشند اما انها را در زمره ربا خواندن به نظرم مبالغه وکاهش دادن اهمیت ربا است. من نمی دانم چگونه می توان از یک معامله ساده رطب و خرما جنگ با خدا تراشید یا چه فرقی است بین فروش شارژ تلفن و فروش پفک و بیسکویت یا در رد و بدل کردن چک مدت داری که هر دو طرف از نقد کردن آن سود می برند چه سنخیتی با تعریف فوق از ربا نهفته است آیا در این مورد خاص مدت زمانی که تا سررسید چک لازم است هیچ ارزشی ندارد و چرا نباید مبلغی بابت این مدت زمان پرداخت؟ در حالی که همین زمان در مورد خرید خودرو دارای ارزش و بهای نقدی است.
نکته دوم:ایشان در پاسخ به این سوال که چرا نمی توان به اندازه تورم موجود در جامعه از سود پول موجود در حساب پس انداز استفاده کرد ابتدا فرض را بر ربا بودن آن می گیرند بعد می گویند چون ربا خطرناک است نباید به ان نزدیک شد در حالی که سوال اساسی این است که آیا در جامعه تورم زده ما چنین پولی ربا محسوب می شود یا خیر ؟
نکته سوم:در پاسخ به این سوال که آیا در هنگام بازپس دادن پول قرض داده شده نباید به اندازه درصد تورم سالانه به آن افزود می فرمایند که چون این پول به افراد نیازمند و فقیر داده می شود نباید به انها فشارآورد و میزان تورم را به آن افزود در حالی که این جواب هم خالی از استدلال است وبا مفهوم قرض نمی خواند قرض دادن عملی است که طی ان شخص قرض دهنده طی مدت معلوم همان مبلغ قرض داده را وصول نماید و اگر مقصود دلسوزی برای فقراست ما راههای دیگری داریم که باید به آنها بپردازیم مانند بخشش مال و صدقه و زکات وگرنه این خدمتی به رواج پدیده مبارک قرض دادن نمی کند بلکه ریشه آن را می خشکاند.
نکته چهارم:شیخ ایوب در توجیه مسئله گرانی مثال می زند که اگر فرضا تخم مرغ ارزان باشد مردم با توجه به فرهنگ غلط مصرفی ما بیشتر می خرند و مصرف می کنند و چربی خون می گیرند!! که خلط مبحث و نادرست است مثل این است که بگوییم بهتر است باران نیاید چون اگر باران بارید نخلها ثمر می دهند و مردم ناچارند بروند آنها را گرده افشانی کنند و در نتیجه ممکن است از آن بالا بیفتند پایین یا تیغهای درخت آنها را اذیت کند!!! چنین استدلالی از منبر جمعه جای تامل دارد .